به حدی از خود کفایی رسیدم که حالا دوتا تیشرت میکی موسی بامزه دارم و خیلی خوشالم...سیر شدم؟نُچ

کاف لو داد که کادوی تولدمو گرفته.و من ذووووووووق و گیییییییر که بگو چیه.راستش انقد بد عادتم کرده که هر از چند گاهی منتظرم شگفت زده م کنه با یه کاری :))) یک عدد لوس راحت طلب هستم.

بعدش اینکه منم یه شلوار اسپرت براش گرفتم.گفتم واسه وقتایی که میریم پیاده رپی یا والیبال بپوشیم باهم ست باشیم.قبلنم دوتا شلوار یه رنگ ورزشی داشتیم.بعد فقط امید وارم اندازه ش شه.بعدن یه تی شرتم هم میگیرم براش.بهر حال یهویی پولامو تموم نکنم.پولای نداشته مو البته!!!

وای که چقد پاییزه.اصن صبا از خواب پامیشم که دیگه خود پاییز.اون خنکی.بعد من دوس دارم این هوا هی کش بیاد...هی کش بیاد.بس که خوبه :)

دیگه چی بگم!هیچی دیگهفعلن مشغول انجام گلذوزی ام. اصن هیلی خنده داره.هرگز به من نمیومد اهل این خرفا باشم.الانم خیلیا منو درین حالت میبینن مه چیز میز میدوزم اتقد تعجب میکنن...انگار بهم نمیاد نخ سوزت دست بگیرم یا مثلا کاموا و بافتنی.خالا که رفتم ازون کارگاها خریدم،ازون گردا واسه گلدوزی.میخوام یه چیزی بدوزونم با همون مارگاه بزتم به دیوار اناقم.میدونم ابن سبک چند وقتی باب شده.منم خیلی دوس داشتم و الان فرصت مهیا شده که انجام بدم 

میدونی هی چیو تصور میکنم؟دخترای اروپایی زمان پیراهن پف پفی های بلللند و یقه های ایستاده ای که سرش چین داره و سر استینای پفی یا چین دار.موهای خرمایی که با بیگودی فر زدن صورتای سفید شفافشون با گونه های صورتی و چند نفر ی نسشتن گلدوزی میکنن و از پسرای نجیب زاده اب که به هر کدومشون نگاه میکنن حرف میزنن و قند تو دلشون تب میشه

/ 2 نظر / 31 بازدید
بی نام و نشان

ها ها. دقیقا تو رو مث اون دخترای اروپایی تصور کردم. با موهای لول خشگل قهوه ای

میرا

وای واای سارا تو نمیدونی من چقدررر عاشق اون کارگاه گردالوهای گلدوزیم اما استعدادشو ندارم اصن.. خیلی خووشگلن اصن خیلییی.