شده اینجوری بشی که از خودت فقط چیزای بد یادت بیاد؟

فقط خاطرات بد.اتفاقات بد و شرم اور.همش و همش چیزای بد.

بعد ادم میپرسه از خودش پس خوبی ها و خوشی ها کجان؟کدوم گوری ن؟

چند وقت اینجوری م.خیلی حس بد و نغرت انگیزی.واسه اینکه از سرم بیفته و خودمو دوست بدارم دارم سعی میکنم از چیزای کوچیک لذت ببرم...کاش چیزای خوب یادم بیان.کاش

/ 3 نظر / 14 بازدید
میرا

برا من خیلی اتفاق افتاده که اینجوری شدم.. مخصوصا نصفه شبا که از خواب میپرم

خیلی زیاد برام پیش اومده. بعدش همین جمله ها رو به خودم می گم. لامصبا یه جور به مغز می چسبن از چسبیدن آدامس به لباس بدتره. مگه می تونی بکنیش. حالا این وسط بگرد دنبال خاطرات خوب...

بی نام و نشان

یادم رفت اسممو بذارم. آخه تبلت رو پاکسازی کردم همه چی رو دوباره باید وارد کنم.