قابلیت اینو دارم که وقتی میرم بازار هر پارچه ای دیدم از نوع تور و دانتل و این چیزای کار شده بخرم بعدم تازه دلم نیاد بدوزمشون و مث مامان بزرگا بذارمشون تو بقچه هر از چند گاهی باز کنم و نگاهشون و تو دلم قند اب بشه از دیدنشون

میدونی چی دلم میخواد تور نرم جنس خوب کرم روشن که خال خال باشه. ..یا اون دانتلای خوشگل کم کار خارجکی ای... بعد لباسم حتی واسشون تو ذهنم هس. اما میدونم اگه بگیرم (بودجه ندارم)  اصللللن دلم نمیاد بدوزمشون. 

الانشم یه جعبه دارم تو سه جور پارچه دارم که از مامانم دزدم در حد نیم متر.هیچ کاری ام نمیشه باهاشون کرد اما از دلخوشی های مسخره ی منن :)

 

بعد از تحریر:میدونم بیشعورم که کامنتارو جواب ندادم اما یه جور بدی تنبل و کسلم :( اخه پست قبلیمو دوس دارم ادامه بدم و بیشتر درباره ی منظورم حرف بزنم. اما حای حس اونم نیس :/

/ 2 نظر / 18 بازدید
میرا

سارااااااااااااااا چرا انقدر مث منی؟وای چقدر خندیدم ...اخه منم کلی ازین چیزای دزدی دارم بعد مادره میگه اخه به چه دردت میخوره میگم هیچی فقط میخوامشون ...همون نیم متر نیم مترن شایدم کمتر حتا...بعد من میفهمم اینجور دلخوشیارو :*

میرا

اهان اینو یادم رفت یه جعبه هم دارم مربوط به کاموا و نخ و ایناس ..اونا هم بیشترش دزدیه ..اما خب حس خوبی داره وقتی دارم مث کلاغ اینارو جمع میکنم و میارم میذارم تو جعبه ام